العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
73
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
را منكسف كند ، و ماه زير همه است چون همه را منكسف سازد . و امّا انحصار افلاك به نه و اينكه كمتر از آن نيستند قطعى است نزد بيشتر فلاسفه ، و محقق طوسى گفته - ره - كه ممكن است همه افلاك هشت باشند آنجا كه در تذكره گفته : وابسته بودن يكى از دو حركت نخست ( حركت شبانه روزى و حركت ثوابت ) بمجموع افلاك تا هشت فلك باشند مانعى ندارد ولى آن را نگفتهاند ، صاحب تحفه گفته : من از استاد خودم شنيدم اين احتمال محقق طوسى بنا بر آنست كه مجموع هشت فلك نفسى داشته باشند و فلك هشتم نفسى ديگر ، و دائره بروج دو منطقه هر دو بر محدب فلك هشتم باشند . من گفتم : بنا بر اين ممكن است كه افلاك كلى تنها هفت باشند و ثوابت در ممثل زحل ميخكوب باشند ، و دوائر بروج هم بر محدب آن فرض شوند و به حركت سريع آن بچرخند نه حركت كندش ، و هر هفت يك نفس عمومى داشته باشند كه آن را به حركت شبانهروزى بچرخاند ، و نفس ديگرى از آن ممثل زحل باشد و آن را به حركت كند ثوابت بچرخاند ، و نفس مخصوص دومى هم از آن خارج مركز زحل باشد و او را به حركت مخصوص زحل بچرخاند ، و شش فلك ديگر به حال خود باشند ، و آن را آفرين گفت : و مرا ستود ( پايان ) محقق دوانى گفته : رواست كه فلك كلى همان دو تا باشند به اين كه همه فلكهاى خارج مركز بجز خارج مركز ماه در ثخن يك ممثل باشند ، و سطوحى كه فلاسفه ميان ممثلها ثابت ميدانند نباشند مگر ميان اين ممثل كلى و ممثل فلك ماه و فلك كلى تنها دو تا باشد ( پايان ) . اين گفتگوها از نظر كمى شماره افلاك است ولى از نظر فزونى بر نه دليل قطعى نيست ، زيرا محتمل است هر ستاره ثابت يا هر گروهى از آنها يك فلك جداگانه داشته باشند ، يا فلكهاى بىستاره فراوانى وجود داشته باشند ، اينست آنچه در اين باب گفتهاند . اكنون برگرديم بدان چه مناسب كتاب است و ميگوئيم ممكن است أكثر كواكب